
عکس نبی الله حسینی سال 1378
خواب و بیداری می تواند فردی یا اجتماعی باشد. صد البته درجه ی اهمیت و نتایج آنها نیز بسیار متفاوت است. اگرچه غفلت فردی هم باعث رکود و عقب ماندگی می گردد اما وای از آن روزی که جامعه ای دچار غفلت و خواب زدگی گردد. وضعیت فعلی یک جامعه بیانگر میزان بیداری آن در اعصار گذشته می باشد. شرایط آشفته ی جوامع فعلی اسلامی نشان می دهد که این امت تاریخ پویا و آگاهانه ای را سپری نکرده است در نتیجه، این غفلت باعث رکود و عقب افتادگی فعلی گردیده است. همانگونه که برای بیداری یک شخص نیاز به بیدارگر داریم قطعا" برای رهایی یک جامعه نیز وجود بیدارگران و دلسوزان الزامی است. امت و جوامع اسلامی نیز متثنا از این قانون نبوده و نخواهد بود. در بسیاری از ادوار گذشته امت اسلامی از غفلت و خواب مزمنی رنج برده است. اما در این میان بودند مردانی که برای بیداری و پویایی آن تمام زندگی خود را وقف کردند. از برجسته ترین بیدارگران امت می توان به سیدجمال الدین اسدآبادی و محمداقبال لاهوری اشاره کرد. آری این شخصیت ها با دلسوزی و درایت با تمام وجود برای بیدارگری امت اسلامی از جان مایه گذاشتند و به همین دلیل در جان این امت جای دارند.
"سیدجمال کسی بود که برای اولین بار بازگشت به اسلام را مطرح کرد کسی بود که مساله حاکمیت را و خیزش و بعثت جدید اسلام را اولین بار در فضای عالم بوجود آورد....او مطرح کننده، به وجود آورنده و آغازگر بازگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام است. این را نمیشود دست کم گرفت و سیدجمال را نمیشود با کس دیگری مقایسه کرد. در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد قبل از سیدجمال چیزی به نام سلطه استعماری برای مردم مسلمان حتی شناخته شده نبود. او کسی بود که در ایران، در مصر، در ترکیه، در هند، در اروپا کلا در خاورمیانه در آسیا و در آفریقا سلطه سیاسی مغرب زمین را مطرح کرد و معنا کرد و مردم را به این فکر انداخت که چنین واقعیتی وجود دارد و شما میدانید آن زمان، آغاز عمر استعمار بود چون استعمار در اول نشرش در این منطقه اصلا شناخته شده نبود و سیدجمال اولین کسی بود که آن را شناساند. اینها را نمیشود دست کم گرفت. مبارزات سیاسی سیدجمال چیزی است که قابل مقایسه با هیچیک از مبارزات سیاسی افرادی که حول و حوش کار سیدجمال حرکت کردند نیست."
(مصاحبه محترم آیت الله خامنه ای با روزنامه جمهوری اسلامی درتاریخ 30خرداد1360)
در میان خود مسلمانها، شخصیّتهای برجستهای مثل مولانا ابوالکلام آزاد، مولانا محمّدعلی، مولانا شوکتعلی، مرحوم قائد اعظم -محمّدعلی جناح- و دیگران وجود داشتهاند که حدود عمرشان هم تقریبا با اقبال همسان بوده و از یک نسل و یک دوره و جزء آزادیخواهان و مبارزان بودند، اما اقبال از همهی اینها بزرگتر است و عظمت کار اقبال با هیچیک از آنها قابل مقایسه نیست. یعنی حداکثر اهمیت و ارزشی که ما برای مولانا ابوالکلام آزاد -که یک شخصیت برجسته است و واقعا نباید او را کم دانست- یا مثلا مولانا محمّدعلی یا شوکتعلی قائل هستیم، این است که اینها مبارزان مسلمان خستگیناپذیری بودند که برای بیرون راندن انگلیسیها از کشور خودشان سالها تلاش داشتند و در این راه، مبارزات زیادی کردند. اما مسألهی اقبال فقط مسألهی هند نیست؛ بلکه مسألهی دنیای اسلام و شرق است. در مثنوی «پس چه باید کرد اِی اقوام شرق» نشان میدهد که نگاه نافذ اقبال چگونه به تمام دنیایی که در زیر ستم زندگی میکنند، متوجه است و بر همهی اطراف دنیای اسلام توجه دارد.
برای اقبال، مسأله فقط مسألهی هند نیست و لذا اگر به اقبال یک مصلح اجتماعی هم بگوییم، حقیقتا همهی شخصیت اقبال را بیان نکردهایم و من کلمه و تعبیری را که ما بتوانیم اقبال را با آن تعریف کنیم، نمییابم.
بخشی از بیانات محترم آیت الله خامنه ای در کنگره جهانی بزرگداشت اقبال لاهوری - ۱۳۶۴/۱۲/۱۹
با خواندن نظریات مقام محترم رهبری جمهوری اسلامی ایران به وضح می توان امت شمول بودن این دو شخصیت را درک نمود.که مرزهای فرقه ای و اختلافی زاییده دشمنان اسلام را شکسته و توانسته پیام وحدت و بیداری را به عنوان درد و نیاز اصلی امت اسلامی به ما برسانند. درد غفلت و آشفتگی امت مقطعی نیست و هم اکنون نیز مانع پیشرفت و بالندگی ما می باشد. بنابراین لازم است نسل جدید و فرهیخته اولا" برای خودسازی تلاش نموده و بعد رسالتی را که سیدجمال الدین و اقبال و سایر مصلحین امت آغازگری نمودند به ثمر برسانند.
سیاست سازان آریانا ( نبی الله حسینی).
برترين رسانهاي تصويري جهان...ما را در سایت برترين رسانهاي تصويري جهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 191